شهرداری شاهرود
شرح خبر
1391/07/29 تاریخ:
كسي كه در هجرانش رهبر انقلاب فرمود:كاش بودي آقا مهدي (خاطره دوم از شهيد مهدي زين الدين)

خاطره دوم از شهيد مهدي زين الدين (فرمانده دلاور لشگر17علي بن ابيطالب)

شاگرد مغازه ی کتاب فروشی بودم. حاج آقا گفت:«می خواهیم بریم سفر. تو شب بیا خونه مون بخواب.» بد زمستانی بود. سرد بود. زود خوابیدم. ساعت حدود دو بود. در زدند. فکر کردم خیالاتی شده ام. در را که باز کردم، دیدم آقا مهدی و چند تا از دوستانش از جبهه آمده اند. آن قدر خسته بودند که نرسیده خوابشان برد. هوا هنوز تاریک بود که باز صدایی شنیدم. انگار کسی ناله می کرد. از پنجره که نگاه کردم، دیدم آقا مهدی توی آن سرمای دمِ صبح، سجاده انداخته توی ایوان و رفته به سجده.

نقل از دوستان شهيد. ادامه دارد .............

122 تعداد بازدید:
Powered by DorsaPortal